
انتخابات دهم تنها انتخابات در تاریخ انقلاب اسلامی ایران بود که هیچ یک از گروه های مخالف، معاند ، ضد انقلاب و اپوزیسیون نه تنها آن را تحریم نکردند بلکه همگی همپای هم و بدون استثنا و شبانه روز تشویق و ترغیب به شرکت گسترده در آن می کردند.
اما در داخل نیز طراحان ستاد تبلیغاتی میر حسین و دوستان شبانه روز مشغول بودند و راهکارهای گوناگون را بر اساس احتمالات پیش روی خود بررسی می کردند ، در نهایت دو احتمال و به تبع آن دو راهکار را طراحی کردند.
۱ـ برد در انتخابات که باالتبع خواهند توانست پس از به دست گرفتن قوه مجریه از پیشرفت تفکر احمدی نژادیسم جلوگیری کنند. ۲- شکست ، که برای آن نیز راهکار بر هم زدن میدان بازی را در نظر گرفته بودند.
آنها با توجه به جو غالب عمومی در ماههای قبل از انتخابات تصور می کردند که می توانند با کمی تلاش از طریق همه پرسی به اهداف خود برسند اما با شروع تبلیغات و افول محبوبیت نامزدهای آنها ، تمام تاکتیک های خود را به سمت شورش و براندازی تغییر دادند.
اصلاح طلبان برنامه ریزی نموده بودند که در صورت شکست و حتی احتمال آن ، از بین انواع روش های مختلف مانند: کودتا ، انقلاب و شورش ، براندازی نرم و مخملی را برگزینند تا به خیال خود با کمترین خونریزی و خشونت از طریق یک انقلاب رنگی به اهداف والای! خود برسند.
اما به تدریج و به خصوص در بحبوحه انتخابات و پس از آن، شرایط به گونه ای پیش رفت که باعث لینک شدن اپوزیسیون خارج نشین با عوامل داخلی آنها مانند رفرميست ها، روشنفکران سکولار، برخی جنبش های ضدانقلاب ، فمینیست ها و سلطنت طلبان و ... به عنوان 4 دسته عوامل انقلاب مخملي شده و حتی برخی از آنها با اصلاح طلبان و برخی آقازاده ها از پیش از انتخابات ارتباط داشتند.
در نهایت با شروع فرمان اغتشاشات و پس از اندک زمانی هدایت این جریان به صورت غیر مستقیم در مسیر استراتژی جدید آمریکا مبنی بر ایجاد اغتشاش عمومي، گسترش و استمرار آن و هدايت آن توسط اپوزيسيون تا مرحله فروپاشي حكومت ايران و ايجاد حكومتي كه بيشترين همراهي را با منافع آمريكا داشته باشد پیش رفت البته با استفاده از یک رهبر محلی در قد و قواره میر حسین موسوی.
این داستان تا آنجا پیش رفت که در برهه ای وحدت نظر کامل بین شبکه بي بي سي فارسي، صداي امريکا، وب سايت وزارت امور خارجه اسرائيل، توييتر و فيس بوک ، سلطنت طالبان، سازمان منافقين، کمونيست ها، و نيروهاي مدعي "خط امام" ایجاد شده بود.
پی نوشت: البته طراحان این نقشه تمامی این برنامه ها را در ابتدا با احتمال حضور خاتمی و برای او طراحی کرده بودند ولی پس از اطلاع خاتمی از کنه و عمق این برنامه با توجه به روحیه شدیدا محافظه کارانه وی و ترس مفرط او از حضور پر رنگ در این پرسه بلافاصله از کاندیداتوری انصراف داد و جماعت برنامه ریز مجبور شدند تمام این نقشه ها و رنگ ها را بر تن میر حسین وصله و پینه کنند.
لینک های مرتبط:
كودتاي مخملي ايران در انديشكده آمريكايي بروكينگز طراحي شده بود
پروژه آژاکس 2 براي کودتاي مخملي در ايران شکست خورد
كودتاي مخملي در ايران توهم يا واقعيت ؟
آمريكا براي كودتاي مخملي در ايران 400 ميليون دلار هزينه كرده است
شکست پروژه اي که "کودتاي مخملي در ايران" نام داشت
حوادث اخير نمونه كلاسيك و شكستخورده انقلاب رنگي است
طلايي: طراحي کودتاي داخلي با بيگانگان و اجراي آن توسط عوامل داخلي بود


























