وقتی فیلم سینمایی اخراجی های ۱ فروشی فوق العاده در تاریخ سینمای کشور داشت و مورد توجه شگفت انگیز مردم واقع شد قشری از عقل کل های وادی هنر را چنان برق گرفت که باعث ارسال سیل تخریب های بی مبنا برای آن فیلم شد.
شاید اخراجی های دو و استقبال بی نظیر مردم به آن و فروش خارج از تصورش، دومین ضربه را بر مغذهای تک سلولی آنها زد. و اینان هیچگاه به ریشه یابی عوامل این استقبال نپرداختند فقط سمت و سوی تمام نقدهایشان حذف نام آن فیلم و کارگردانش از دایره اذهان و به هیچ سپاری آن از خاطره ها بود.
اگر به بسیاری از حرفها و نقدهای آنها توجه شود فقط رگه هایی از حقد و کینه و حسادت را می بینی که یک فرد عادی نیز پی به آن می برد.
نقدهایی که از جهاتی این گونه آثار را فقط بدلیل تیپ و گروه و اعتقادات سازندگان آن در حد هیچ می پندارند.
اینها فقط با هجو و تخریب درباره آن صحبت می کنند تا از دیده ها و ذهنها محو شود در حالیکه آثار بسیار ضعیف تر و با محتوای مبتذل تر را که در قالب فکریشان می گنجد با تمام وجود ماهها و سالها در رثایش سخنوری می کنند و هفته ها درباره فضائل نداشته اش به بحث و گفتگو می نشینند.
البته در کشور ما نحله های روشنفکری در هر وادی دارای بیماری های مشترک بوده و تشابهاتی بی نظیر با هم دارند.
در سال ۸۴ با رای همین مردم در یک انتخابات ، فردی به ریاست جمهوری برگزیده می شود که از نظر تفکر در بعضی جهات در نقطه مقابل کسانی قرار داشت که خود را مالک و وارث سیاست و قدرت در این کشور می دانستند.
آنان در این چهار سال تمام هم و غم و خود را در این نهادند تا او را نادیده بیانگارند. از ارسال پیام تبریک برایش امتناع کردند و هیچگاه عبارت رئیس جمهور را برایش بکار نبردند. واژه هیچ را صفت او و کارهایش قرار دادند تا نقشی از تفکر او در گوشه ای از ذهن جامعه بر جای نماند و چهار سال وی طی شود و برود به دنبال کارش.
اما وقتی در دور دوم مردم با تعداد آرای بی نظیر مجددا او را انتخاب کردند مانند آن بود که کسی با یک پتک بزرگ بر فرق این جماعت کوبیده باشد.
این گروه که پس از چهار سال تخریب و تلاش تبلیغاتی مستمر نتوانست نام و کار او را از حافظه مردم دور نگه دارد اکنون نقاب لبخند خود را از چهره کنار زده و خنجری را که در پشت پنهان کرده بود عیان نموده و با چهره واقعی خود وارد میدان شده و قصد دارد با روشهای خشونت آمیز و فاشیستی و کودتاگونه او را حذف کند.
اکنون برای ملت کاملا مشخص شده است که در ماهیت حقیقی این جماعت ـ حال در هر وادی باشند ـ رای و نظر اکثریت تا زمانی که به نفع آنان باشد برای سوء استفاده ابزاری از آن دارای ارزش است و در غیر این صورت بهایی به اندازه هیچ هم ندارد.
بیش از ۲۵ میلیون نفر از افراد این کشور مشاهده می کنند عده ای به جای احترام به نظر و رای آنها ، لجام گسیخته و دیوانه وار بر تشخیص و انتخاب آنان می تازند و می خواهند بیش از دو سوم از این جامعه را جزو عدم و هیچ بپندارند.
ولی اینها باید باور کنند که فیلم اخراجی ها بیشترین بیننده تاریخ سینمای کشور را داشته و آقای احمدی نژاد هم بیشتری رای ملت را کسب کرده ، حال می خواهد دشمنان این ملت خوششان بیاید یا نیاید تفاوتی نمی کند.


























