تبليغاتX
حامی - حرکت روی موج بی انصافی
خبر آمد خبری در راه است، سرخوش آن دل که از آن آگاه است

        - يكي از دوستان تعريف مي كرد كه دبيرخانه مجمع تشخيص، درخواست هايي براي جذب و بکار گیری بعضی نمايندگان دوره هفتم در کمیسیون های مجمع، ارسال نموده. جالب اینجاست که این نمایندگان ناکام در انتخابات قبل، به حاج آقا شدیدا علاقمند و با دولت  فعلی مشكل فنی دارند. 

        البته اگر وضع بدين منوال پيش برود آن مركز بيشتر شبيه به كانون بازنشتگان يك گروه سياسي سازنده! خواهد شد كه  در لایحه بودجه سالهاي بعد جهت ازدياد تبصره ها و رديف ها و برای دخالت کاملا كارشناسي! در وظائف دولت و مجلس، توانایی اثرگذاری عمیق تری خواهد داشت.

 

       

      - راستي شایعه وجود حالت ويژه در كشور و حمله قريب الوقوع  آمريكا را به خاطر دارید؟ شایعه ای كه مدتي قبل توسط عده اي ( با گرای اشتباه بعضی دوستان عرب! مانند سعود الفيصل) شروع و فضاي كشور را ملتهب و هر روز درباره آن سخنراني و قلم فرسايي نمودند، تا جائیکه ساعت دقیق حمله نیز ذکر شد. و بعد هم ما که نمی دانیم این قائله چگونه فروكش كرد؟! شما می دانید؟

        ولي در مجموع  اينگونه استنباط مي شود آقایان مختارند در بازي اختلافات سياسي خود هر وقت عشق محترمشان میل فرمود و استنباط نمودند، همه چيز را به بازي بگيرند حتي احساس امنيت و آرامش مردم را.

 

    - تازه ترین سمپاشی!

      اخیرا عده اي به مباحث اعتقادي رئيس جمهور ايراد گرفته اند. اينان در زنجیره  تخريب رئيس جمهور از مسائل سطحي و  انتقادهای متحجرانه و کوته بینانه خود به ظاهر و قيافه و قد ایشان در ابتداي امر  شروع نموده، تا سخنراني ها ، سفرهای استانی ، سیاست خارجی و بعد عملكرد اقتصادي و اكنون هم به سراغ مسائل اعتقادي وي رفته اند و بعید نیست چند روز ديگر ايشان را بي دين و ايمان معرفي نمایند. مسلما اگر حمايتهاي خاصه رهبري پشت سر اين مرد منتظر و خستگي ناپذير نمي بود اين جماعت بي انصاف آلوده در زخارف دنيا چه كارها كه نمي كردند.

       خدا عاقبت همه ما را به خیر گرداند!

 

     - این دو مطلب را هم بخوانید بد نیست.

            

      - يكي از مسئولين بانكي گفته كه بانك قرض الحسنه توانايي جذب فقط  3 ميليارد تومان از پس اندازهای مردم را داشته ولي اين را ذكر نمي كنند كه با وجود تبليغات گسترده و رقابت تنگاتنگ و پر هزینه ساير بانكها، تاكنون هيچ تبليغ و اقدامي براي معرفي اين بانك مشاهده نشده. ما که ندیدیم، شما دیده اید؟! آيا در اين شرایط نابرابر مي توان آن را ناموفق دانست؟

 

 

        گويا سيستم بانكي ما با اين تز دولت نهم مخالف است كه با اين حربه پوسيده با آن برخورد مي كند و سعي مي كند صورت مسئله را به همین راحتی پاك كند.

 

      - بحث تمرکززدایی از تهران را که توسط رئیس جمهور مطرح شد حتما به خاطر داريد، به دنبال آن، قانون كلان شهرها تصويب شد و علائم موفقيت آن به تدریج دارد بروز مي كند به نحوی که روزانه درخواست هاي متعدد كاركنان  برای انتقال از تهران به شهرستانها را شاهد هستيم.

 

         - حرف حساب!

      - يك همكار پر حرف و ادعا داريم كه مي گويد مرغ فقط يك پا دارد. گاهي چنان روي نظرات خود پافشاري مي كند كه تو احساس می کنی حرفش وحي منزل است. اين آقا از مريدان سر سخت بعضی آقایان است و هر روز كار خود را با چند جمله قصار عليه رئيس جمهور و حاميانش شروع مي كند.

 

       چند روزي بود به طرح امنيت اجتماعي گير سه پیچ داده بود و آن را با تمام ابعاد و اضلاعش مورد حمله قرار مي داد و زير سوال مي برد.بعضي از دلايل این اقدامات را برايش بیان مي کردم تا قانع شود، مانند لزوم کنترل اعمال گروههاي اوباشی كه بعضي مناطق و  كوچه ها و محله ها را محل تاخت و تاز خود قرار داده  و اكثرا شاهد آنها بوده ايم و حتي در مواردي اين اوباش در حاشيه هاي شهر و در محله هاي محروم به منازل افراد ضعيف مي رفتند و با تهديد و ارعاب به نواميس جامعه تجاوز و يا باج گيري مي كردند.

 

       ولي هرچه اينها را برايش مي گفتم قبول نمي كرد و به هيچ صراطي هم مستقيم نمي شد و در آخر ذكر مي كردم اگر چنين اتفاقي خداي نكرده براي خانواده خودمان بيافتد، واكنش ما چگونه است؟ توقع ما از حكومت چيست و چه انتظاري از مسولين داريم؟ ولي اين حرفها توي كتش نمي رفت که نمی رفت و ما هم بي خيالش می شديم.

 

         آن همکار چند روز قبل وقتی سر کار آمد تعريف مي كرد يكي از بچه هاي همسايه اش كه هم سن و سال پسرش است در حين بازي گل كوچك در کوچه با پسرش دعوا كرده، مي گفت: طاقت نياوردم، با عيال مربوطه به درب منزلشان رفته و حسابي از خجالت والدین آن بچه در آمدیم تا ديگر فرزندشان هوس نكند سر به سر پسر عزيز كرده من بگذارد. گفتم: والله چه بگویم؟!

       

         

     

       - حرف آخر!

     - پسر 8 ساله ام از باخت تیم مورد علاقه اش استقلال و برد پيروزي ناراحت است. بهش پيشنهاد دادم يك مراسم ويژه برگزار مي كنيم تا رسما به جرگه طرفداران قرمز بپيوندد! ولي قبول نكرد و به آينده تيم محبوبش كاملا اميدوار است.  من هم كمي دل داريش دادم و بر اميدش افزودم. اما فكر مي كنم خيلي زود وارد بحث پرجنجال قرمز و آبي شده.

    شما هم اینگونه فکر نمی کنید؟! 

 

 

  

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:31  توسط موسوی  |