تبليغاتX
حامی - تفاوت مهران مديري با عمو پورنگ و نبوي
خبر آمد خبری در راه است، سرخوش آن دل که از آن آگاه است


      آخرين قسمت سريال طنز مرد هزار چهره هم پخش شد. اين سريال كه به مناسبت ايام نوروز در 13 قسمت تهيه و پخش شد مانند ساير اثار چند سال اخير اقاي مديري  با نقدهاي متفاوت و گاه كاملا متضاد روبرو گردید.
     اما وي در برنامه مرد هزار چهره سعي كرد با بزرگنمايي و كاريكاتوريزه نمودن بعضي از اشكالات و اتفاقات در گروههاي شغلي مانند پزشكان ، نيروي انتظامي ، بعضي محفلهاي ادبي و...، فرهنگ عمومي جامعه  را به نقد بكشد.

      مهمترين نكته اي كه در اين مجموعه بسيار بدان پرداخته شده است سوق داده شدن افراد حتي اشخاص مودب به اداب اجتماعي و قانونگرا و نسلهاي جديد كه تازه وارد اجتماع مي شوند؛ به  سمت قانون گريزي است. به نحوي كه اگر شخصي كاملاً قانون گرا ولي منزوي ( با اعتماد نفس پايين و تعارفي) وارد زندگي واقعي اجتماع شود، عليرغم ميل باطني خود و به صورت ناخودآگاه به سمت و سوي خلاف ترغيب و تشويق و يا اصطلاحا هل داده مي شود.

        در حقيقت افراد سالم قرباني بي نظمي نهفته در روابط اجتماعی مي شوند كه البته آقاي مديري با زيركي خاص و تشكيل دادگاهي سعي نموده به داستان خود هدف  و نتيجه اخلاقي بدهد كه البته از حواشي و موضوعات مطرح شده در ان دادگاه نيز چند مطلب برداشت مي شود:
 1-  در اين دادگاه افرادی که باید در جایگاه متهم باشند به جاي شاكي نشسته اند و فرد قرباني محاكمه مي شود.

2-  تاكيد بر احساسي بودن مردم به نحوي كه راي تمامي شاكيان با تحريك احساسات آنها و در آخرين لحظه دفاع متهم در یک لحظه عوض مي  شود. ( البته این دفاع احساسی اخر و کلمات ذکر شده را در جایی دیده یا خوانده ام اما به خاطر نمی اورم کجا بوده است)

3-  عدم توجه به دفاعيات متهم و حملات كور به وي توسط جامعه كه در مصاحبه خبرنگار با مردمي كه در محل درب دادگاه منتظر انتقال متهم بودند نمایش داده شده که به نوعی به بی منطقی انها نیز صحه گذاشته است.

      نكته ديگري كه در اين مجموعه مشاهده شد، با وجود انکه ماجراهاي فیلم در زمان حال اتفاق مي افتاد ولی از بعضي وسائل و نمادهاي گذشته مانند اتومبيل هاي نو و شيك قديمي در بعضی قسمتها استفاده می شود. شايد منظور نويسنده اشاره به رسوخ تشريفات و تجملات دوره قبل در نظام فعلي كشور باشد. 
     اينها مطالبي بود كه به ذهن من رسید و اصولا باید گفت مهران مديري و تيمش همواره با ديدي انتقادي ولي در قالب طنز به دنياي پيرامون خود نگريسته اند. برخورد او از اين زاويه به موضوعات و معظلات اجتماعي، سياسي ، فرهنگي و اقتصادي و ... باعث شده است دايره و گستره نقد برنامه هايش نيز بسيار متنوع و گسترده شود.

       بي شك وی يك تراژدي ساز و يا ملودرام ساز نيست. او يك طنز پرداز و كمدين تلويزيوني است و در حوزه طنز نيز انتظاري كه يك بيننده تلويزيون از شخصيتهاي طنزپردازی مانند مهران غفوريان و حميد لولايي و يا عمو پوررنگ(محبوب بچه ها كه همه چيز را مثبت مي بيند و كيلو كيلو انرژي و روحيه از خود صادر مي كند)دارد ، نمي تواند از وی داشته باشد.
       مي توان اينگونه ادعا نمود كه او يك طنز پرداز خلاق و آگاه به مسائل روز است كه بعضي ازمعظلات و مشکلات را با توانايي خاص خود و با ابزار طنز  ، به زير تيغ نقد مي كشد .   

      ولي گاهي و در صحنه هايي چنان تيره و تار به اطراف خود مي نگرد و كليت جامعه را زير سوال مي برد كه گويا به جز سياهي  نمي خواهد ببيند و هيچ شخصيت مثبتي در ذهن و داستان وي نباید يافت  شود مانند قسمتهایی از سريال برره و باغ مظفر و مرد هزار چهره و....
       در کشور ما ذهنیت کاملا منفی و تحقیر امیز از مردم، از خصوصيات بعضی روشنفكران است که به انتهاي راه رسيده اند. هر چند مديري در قسمت هايي این تیپ را نيز به نقد كشيده ولي غلطيدن در ورطه اي که اشكارا و گاهي در لفافه به همه  به ديده تحقير و از بالا نگاه شود ( در بعضي از قسمتها و صحنه ها مشاهده ميشود)، مي تواند به یک بن بست در راه هنرمند تبدیل شود كه کمترین نتیجه آن انزواي فرد و  جدا شدن از بافت و پیکر جامعه خود است و راه گریز از این دام نیز فراموش نکردن هدف و كار براي مردم است، با وجود انکه تمامی رفتارهای انها به نقد کشیده می شود، باز هم عشق و علاقه خود را از منتقد خود دریغ نمی کنند و این انتهای روشنفکری واقعی است.

        مسلما فرد هوشياري مانند مهران مدیری با آسيب شناسي مداوم حركت خود  هرگز به مسير افرادي همچون ابراهيم نبوي و نيك آهنگ كوثر و... نخواهد افتاد.

 (هر چه جستجو کردم تا تصویری از محفل روشنفکری و ادبی این سریال پیدا کنم موفق نشدم)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 17:27  توسط موسوی  |