
« آمارگدون » يا « هارمجدون » در اصل عبارتي عبري است و از دو كلمه « هار » به معني « كوه » و « مجدون » , نام منطقه اي در فلسطين اشغالي , تشكيل شده است . آرماگدون تعبيري از يك ايده و تفكر است و معتقدان به آن بر اين باورند كه در منطقه مذكور , جنگي بزرگ درخواهد گرفت كه طي آن خيل عظيم نيروهاي « شر » در مصاف با شمار اندك نيروهاي « خير » كه از طرفداران عيسي مسيح (ع ) هستند شكست خواهند خورد و دوره آخرالزمان فرامي رسد و پس از آن جهان در سلطه مطلق طرفداران « نيروهاي خير » درخواهد آمد.
اين ايده در دهه هاي اخير , به ويژه در سالهاي اخير از سوي محافل سياسي و مذهبي مسيحيان راست گرا و پرنفوذ غرب در كانون توجه و تبليغ قرار گرفته است و دست اندركاران اين مقوله تلاش مي كنند آنرا در افكار عمومي جهان , به عنوان تزي كه قابل تحقق و اجرا است جا اندازند. مركز اصلي و خاستگاه فعاليت اين گروه در آمريكاست .
در همين راستا , در سالهاي اخير , كتابهاي متعدد و فيلم هاي گوناگون و پرهزينه اي توسط اين محافل ساخته و به بازار عرضه شده است . اين محافل به دليل همسويي كه با صهيونيسم دارند به مسيحيان صهيونيست نيز موسوم هستند.
صهيونيست هاي مسيحي
در يك قرن گذشته , جريان جديدي كه در بين پروتستان هاي آمريكا فوق العاده قدرتمند شده است , مكتب نوظهور مبلغان انجيل است . قبل از جنگ جهاني دوم , اين مكتب نوظهور به بنيادگرايي معروف و شعار آنها بازگشت به ارزش هاي انجيل و تغيير جامعه با رويكرد تحول فرهنگي و هدف آنها اداره حكومت در آمريكا برمبناي بنيادهاي انجيل بود.
اين گروه به دنبال بازسازي جامعه آمريكا برمبناي قوانين انجيل به منظور تثبيت خير اجتماعي به جاي شر اجتماعي (كه در جامعه آمريكا حاكم است ) , مي باشد. از نظر آنها , مظاهر شر اجتماعي مانند سقط جنين , همجنس گرايي , فمينيسم , سكس و خشونت در رسانه ها بايد جاي خود را به خير اجتماعي مانند خانواده سنتي , دعا در مدارس , قانوني كردن سنگسار , جرم شمردن زنا و... بدهد.
مبلغان انجيل وابسته به فرقه يا كليساي پروتستان خاصي نيست , بلكه اعضاي تمامي فرقه هاي كليساي پروتستان عضو اين جريان ديني هستند. مسيحي نمودن ساير اقوام غيرمسيحي با تبليغات گسترده نيز از اهداف اين جريان است . مبلغان معروفي مانند بيلي گراهام , جري فالول , پت رابرتسون , هال لينوس و مايك ايوانس از مبلغان اين جريان هستند كه شهرت جهاني دارند و از نفوذ عميقي در بين دولتمردان كاخ سفيد و پنتاگون برخوردارند. اعتقاد راسخ و تعصب خاص به صهيونيسم از ويژگيهاي مسيحيان صهيونيست است .
پس از حادثه 20 شهريور 1380 نقش بنيادگرايان پروتستان در دستگاه ديپلماسي آمريكا به شدت افزايش يافت , به طوري كه صاحبنظران سياسي هشدار دادند كه ايدئولوژي بنيادگرايي مسيحي (صهيونيسم مسيحي ) به وضوح در بدنه كاخ سفيد و پنتاگون مشاهده مي شود.
مباني عقيده صهيونيسم مسيحي
1 ـ ايمان به بازگشت حضرت مسيح و مساله آخرالزمان به عنوان تنها راه حل ممكن براي اصلاح جامعه , از مباني اصلي تفكر صهيونيسم مسيحي است . اين گروه , تجميع يهوديان , تشكيل كشور اسرائيل , بازسازي معابد باستاني قوم يهود و.... را از پيش شرط هاي لازم براي بازگشت دوم حضرت مسيح عنوان مي كنند. براين اساس , مذهب و دلايل مذهبي , عامل اصلي پيوند و حمايت اين گروه از اسرائيل است و فلسطينيان حق تشكيل دولت را ندارند. چرا كه از ديدگاه آنها خداوند , سرزمين اسرائيل را به فرزندان اسحاق (يهوديان و مسيحيان ) داده و نه به اسماعيل و فرزندان آن كه مسلمانان , از اعقاب آنان هستند.
در باور اين گروه , براي بازگشت حضرت مسيح , بايد هفت مرحله زماني سپري شود. اكنون در مرحله ششم هستيم كه مرحله كليسا ناميده مي شود. مرحله هفتم , مرحله آخرالزمان است كه هفت سال طول مي كشد. در اين دوره , مسيحيت ستيزي رايج شده و يك ناجي دروغين مدعي است كه مي تواند صلح را در خاورميانه برقرار كند. در نيمه دوم مرحله آخرالزمان , يهودي ستيزي رايج شده و در مجموعه گناهان بشري تكميل مي شود. بيت المقدس در اين دوران به محاصره نيروهاي « شر » درآمده و صحنه نبرد نهايي يعني « آرماگدون » فراهم مي شود. پس از اين دوران , حضرت مسيح به زمين بازگشته و نيروهاي شر را نابود مي كند و به مدت هزار سال بر زمين حكومت كند.
به عقيده اين گروه فعاليت هاي سازمان ملل و دبيركل آن براي صلح , موجب كند شدن حركت به سوي نبرد نهايي شده و از ديدگاه آنها محكوم است . حمايت از آزادي مذهبي بين المللي و تبليغ مسيحيت از ديگر عقايد اين گروه است . براين اساس مسيحيان مي توانند مسلمان شده و با مسلمانان زندگي كنند (بيشتر در مسلك دراويش و صوفيه ). چرا كه در نهايت باعث مي گردند آنان (مسلمانان ) نيز مسيحي شوند.
پيش از ظهور دوباره مسيح , صلح در جهان هيچ معنايي ندارد و مسيحيان براي تسريع در ظهور مسيح بايد مقدمات جنگ آرماگدون و نابودي جهان را فراهم نمايند. يهوديان بايد دو مسجد مقدس مسلمانان مسجدالاقصي و قبه صخره در بيت المقدس را منهدم كنند و به جاي اين دو مسجد , معبد بزرگ را بنا نمايند. دولت صهيونيستي اسرائيل با كمك آمريكا و انگليس , مسجدالاقصي و مسجد صخره در بيت المقدس را نابود خواهد كرد و معبد بزرگ (قبل از آغاز جنگ آرماگدون ) توسط آنان در اين مكان ساخته خواهد شد و اين رسالت مقدس به عهده آنهاست . معبد بزرگ محل حكومت جهاني مسيح خواهد بود.
توجيهات مذهبي
طرفداران اين عقيده براي توجيه ادعاهاي خود به منابع مختلف به خصوص به انجيل و تورات استناد مي كنند. در اين باره « گريس هال سل » از مبلغان معروف اين نظريه و نويسنده كتاب « آرماگدون , تدارك جنگ بزرگ » نظرات اين گروه را چنين شرح مي دهد :
.... زماني در دره « مجدو » (واقع در 80 كيلومتري شمال تل آويوو 30 كيلومتري جنوب شرقي حيفا) يك شهر قديمي كنعاني قرار داشته است . در گذشته , « مجدو » شهر بسيار مهمي بود. اين شهر محل تقاطع دو جاده مهم استراتژيك نظامي و راه عبور كاروانها بود. برخي تاريخ نويسان عقيده دارند در اين محل بيش از هر جاي ديگر جهان جنگ رخ داده است . فاتحان باستان هميشه مي گفتند هر فرماندهي كه « مجدو » را در اختيار داشته باشد بر همه مهاجمان پيروز خواهد شد. همچنانكه در صحيفه « يوشع بن نوان » (باب 12 , آيه 21 ) اشاره شده است : يوشع و اسرائيليان در اين محل كنعانيان را شكست دادند و در كتاب « داوران » باب 4 و 5 نيز آمده است كه : دو قرن پس از آن , نيروهاي اسرائيلي در نبردي شديد بر « سيسرا » , سردار كنعانيان چيره شدند.
بعد از آن « سليمان » حاكم « صبا » اين شهر را در اختيار گرفت و اردوگاه لشگر خود قرار داد . همچنين در سال 1918 ميلادي (1297 شمسي ) انگليسي ها در همين محل بر تركهاي عثماني پيروز شدند. همينطور كه ملاحظه شد اينجا جنگ هاي مهمي صورت گرفته است و جنگ نهايي يعني آرماگدون نيز در همين محل درخواهد گرفت . اين ميدان نبردي خواهد بود كه تقريبا همه ملتها در آن درگير مي شوند. اين آخرين نبرد ميان نيكي به رهبري مسيح و نيروهاي شيطاني به رهبري « دجال » خواهد بود....
در اينجا بايد يادآور شود كه اولا واژه « آرماگدون » كه مسيحيان صهيونيست تا اين حد به آن اتكا مي كنند در كتاب عهد عتيق هيچ ذكري از اين واژه نشده است و در كتاب عهد جديد هم تنها يك بار آمده است و ثانيا برخلاف توجيهات اين گروه , در منطقه « مجدو » اصولا كوهي وجود ندارد و آنچه در منطقه مورد نظر مشاهده مي شود چند تپه كوچك است .
« كريس هال سل » در كتاب خود ادامه مي دهد :
درباره واژه « هارمجدون » يا همان « آرماگدون » در كتاب مكاشفه « يوحنا » باب 16 , آيه 16 چنين آمده است : « و ايشان را به موضعي كه آن را در عبراني هارمجدون مي خوانند , فراهم آوردند » . يوحناي پيش گو كه كتاب مكاشفه را نوشته است تصوير كاملي از آخرين نبردي كه درست در همين محل صورت مي گيرد مجسم ساخته است وي مي نويسد : يك ارتش 200 ميليوني از مشرق زمين در طي يك سال براي حمله به غرب به حركت درمي آيد و در مسير خود , پر جمعيت ترين ناحيه هاي جهان را پيش از رسيدن به رود « فرات » ويران خواهد ساخت . رودخانه فرات خشك خواهد شد و حاكمان و شاهان مشرق زمين و مشرقيان امكان خواهند يافت سرزمين اسرائيل را درنوردند. اين مشرقيان بزرگترين ارتش تاريخ جهان را به « مجدو » مي آورند.
كتاب مذكور مي افزايد : اين حاكمان و رهبران هدف هاي ژئوپلتيك دارند و ارواح « شر » آنها را به پيش مي راند. اين ارواح شر همان « دجال » است . و در اين جنگ آخرالزمان , نيروهاي ملت هاي سرتاسر زمين در زير فرمان دجال بر ضد خداوند ما , عيسي مسيح و قدسيان پرافتخارش خواهند جنگيد. در اين خونين ترين نبرد تاريخ , مسيح چند ميليون نفر از آنها را از بين خواهد برد چنانچه در آيه 8 باب 2 از كتاب عهد جديد مي گويد : « آن گاه آن بي دين (يعني دجال ) ظاهر خواهد شد و عيسي او را به دم و نفس خود هلاك خواهد كرد. »
« گريس هال سل » در كتاب خود ادامه مي دهد : جنگي كه در اين محل رخ مي دهد يك جنگ هسته اي خواهد بود و مستند مي كند به صحيفه « حزقيال نبي » , باب 38 : باران هاي سيل آسا و تگرگ سخت , آتش و گوگرد , تكان هاي سختي در زمين پديد خواهند آورد , كوه ها منهدم خواهد شد و صخره ها فرو خواهد ريخت . » وي همچنين براي تقويت اين نظر كه جنگ مذكور يك جنگ اتمي خواهد بود در تشريح اين جنگ به آيه 12 باب 14 كتاب زكرياي نبي اشاره مي كند : گوشت انسان در حالي كه ايستاده است مضمحل خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گرديد و زبان آنها در دهانشان از بين خواهد رفت . »
سپس عيسي مسيح به زمين بازمي گردد تا حكومت الهي را در آن برقرار سازد و اين كار را از ستاد خود در اورشليم (بيت المقدس ) آغاز خواهد كرد. در اين جنگ دو سوم يهوديان يعني حدود 9 ميليون يهودي كشته خواهند شد و آن قدر خون جاري خواهد شد كه كتاب مقدس , آن را به حوضچه هاي شراب گيري تشبيه مي كند آنچنانكه تا مساحت 300 كيلومتر خون تا به ارتفاع دهانه اسب ها بالا خواهد آمد. خداوند همه اين كارها را براي نجات امت قديمي اش يعني يهوديان انجام مي دهد و از راه تصفيه و از ميان بردن يهوديان گمراه باعث خواهد شد يهوديان راستين روشنايي را ببينند و مسيح را به عنوان نجات دهنده خود بشناسند. پس از آن خداوند سرزمين اسرائيل رانجات خواهد داد , يعني به عبارت ديگر براي نجات اسرائيل به عنوان موطن يهوديان , خداوند خود وارد عمل خواهد شد و اين , همان نبرد « هارمجدون » يا « آرماگدون » است .
صهيونيسم مسيحي و عداوت با اسلام
گرچه در تشريح افسانه آرماگدون , صهيونيستهاي مسيحي و يا مسيحيت صهيونيسم , ماهيت لشكري را كه بناست در جنگ ارماگدون در برابر يهوديان و مسيحيان قرار گيرد مجموعه اي متشكل از پيروان اديان در مشرق زمين و حتي بخشي از اروپا معرفي مي كنند ولي عداوت و كينه عليه مسلمانان بسيار پررنگ در تبليغات اين گروه خودنمايي مي كند به گونه اي كه از اين اظهارات برداشت مي شود مسلمانان , اصلي ترين مجموعه تشكيل دهنده بدنه لشكر ضدمسيحي در آرماگدون خواهند بود.
مسيحي هاي راستگرا كه اينك در يك فرصت تاريخي در هيات حاكمه آمريكا نفوذ ويژه اي پيدا كرده اند بسيار تلاش مي كنند تحولات جهان امروز را به گونه اي با باورهاي مذهبي خود مطابقت دهند و از اين طريق به اهداف خاص سياسي جهاني خود نايل آيند. « ايوانز » از جمله مسيحيان راستگرا , جنگ آمريكا عليه عراق را يكي از وعده هاي تورات مي داند كه فرجام آن , آماده كردن شرايط براي ظهور مسيح است . اين در حالي است كه آريل شارون , نخست وزير اسرائيل بابت تاليف كتاب در اين زمينه از فرد مذكور تشكر كرده است .
اهانت و هتاكي به مقدسات اسلام به گفتمان رايج صهيونيست هاي مسيحي تبديل شده به طوري كه « جري فالول » از سرشناس ترين سردمداران اين جريان كه از 15 سال قبل در شبكه هاي تلويزيوني به تبليغ افكارگروه خود پرداخته است مي گويد :
« من فكر مي كنم محمد يك تروريست بود. من به اندازه كافي راجع به زندگي او كه توسط مسلمانان و غيرمسلمانان نوشته شده مطالعه كرده ام و به اين نتيجه رسيده ام كه او انساني خشن و جنگجو بود. درحالي كه عيسي سرمشق محبت است همانطور كه موسي بود اما محمد الگويي مخالف آنها است . »
« پاتريك رابرتسون » يكي ديگر از رهبران صهيونيسم مسيحي مي گويد : خداي مسلمانان خشونت طلب است در حاليكه خداي مسيحيان , خداي عشق و رستگاري است , خداي قرآن به مردم مي گويد براي رستكاري خود را به كشتن بدهند در حالي كه هيچ مفهومي از رستگاري معرفي نمي شود.
« آرماگدون » در خدمت امپرياليسم
آمريكايي ها معتقدند كه آرماگدون در خاورميانه درحال شكل گيري است . با اينحال كارشناسان اين موضوع را نوعي « پارادوكس » تلقي مي كنند چرا كه قبلا اين چنين قلمداد مي شد كه دوران حاكميت مذهب بر جوامع , به خصوص پس از نهضت رنسانس به پايان رسيده است ولي اكنون خود ايده اي را ترويج مي كند كه ريشه كاملا مذهبي دارد.
اين نگاه , امروز نه تنها از طريق سياسي دنبال مي شود بلكه در فيلم ها و كتاب هاي غربي نيز به چشم مي خورد. شبكه هاي تلويزيوني متعددي نيز در اين راستا فعاليت مي كنند. سردمداران اين تفكر گرچه تا چندي پيش وارد مسايل سياسي نمي شدند. اما اخيرا فعاليت سياسي گسترده اي آغاز كرده اند كه حمايت شان از جورج بوش در مرحله دوم رياست جمهوري از اين جمله است كه موجبات افزايش آراي بوش را فراهم ساخت .
البته بايد در نظر داشت مسيحيت صهيونيست جماعتي محدود هستند كه جمعيت آنها از چند ده ميليون تجاوز نمي كند و آنها را با يهوديان ساكن در نقاط مختلف دنيا بايد مجزا دانست . محور اصلي تلاش اين گروه دراين است كه بگويد مسيح ظهور نمي كند مگر زمانيكه يهود در فلسطين ساكن شود و معبد سليمان را در اختيار بگيردو پس از آن « دجال » ظهوركند و در معبد سليمان ساكن شود تا جنگي درگيرد و آنگاه مسيح ظهور نمايد.
اين نگاه به اصطلاح آخرالزماني به ويژه پس از حوادث 20 شهريور 1380 آمريكا اوج گرفت و كاملا بر فضاي ديپلماسي آمريكا حاكم شد و براي نخستين بار جهانيان شاهد واژگاني از سوي مقامات آمريكايي بودند كه قبلا نمي شنيدند مثلا عباراتي همچون « ماموريت الهي » و « محور شيطاني » كه از سوي رئيس جمهوري آمريكا مطرح شد.
با اينحال بايددر نظر داشت اين نگاه مذهبي به تحولات جهاني در واقع نوعي تزويز است و سردمداران قدرتهاي بزرگ با تمسك به اين مقوله به تحقق اهداف استراتژيك و طولاني مدت خود در جهان مي انديشند. انتشار دهندگان موضوعاتي همچون آرماگدون و فرارسيدن آخرالزمان كه اكنون نقش تعيين كننده اي در جهت دهي به افكار هيات حاكمه آمريكا پيدا كرده اند مي خواهند افكار عمومي جهان را با خود همسوكنند و آستانه تحمل افكار عمومي جوامع خود را بالاببرند و سياستهاي طولاني مدت جنگي خود را توجيه كنند.
ج ـ حسني
منابع :
1 ـ سايت « شريف نيوز » , متن كتاب « آرماگدون , تدارك جنگ بزرگ » نوشته : « گريس هال سل » ترجمه : خسرو اسدي
2 ـ سايت اينترنتي روزنامه همشهري 84,1,14
3 ـ سايت خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) 84,4,29
4 ـ سايت « آرماگدون »
محور اصلي تلاش صهيونيستهاي مسيحي در افسانه « آرماگدون » , القاي اين تفكر است كه وقتي مسجد الاقصي توسط يهوديان ويران شود و معبدي بزرگ به جاي آن ساخته شود , آنگاه مسيح به حمايت يهوديان ظهور خواهد كرد و اين معبد را محل حكومت جهاني خود قرار خواهد داد!
طرح موضوعاتي همچون « آرماگدون » كه اكنون به عنوان دستاويزي براي تحقق بخشيدن به استراتژي طولاني مدت استعمار تبديل شده است , يك عمل رياكارانه و تزويري است
اهانت به مباني اسلام به يكي از راهبردهاي عمده مبلغان صهيونيسم مسيحي به عنوان سردمداران القاي تفكر « آرماگدون » در سالهاي اخير تبديل شده است


























