

از تشابهات آقاي خاتمي و احمدي نژاد، وجود گروههاي جوان و نوجوان طرفدار آنها بوده است.
مدارس ، دانشگاهها و حوزه ها به عنوان كانونهاي اصلي اين قشر، در هر دو دوره از حاميان اين دو نوع تفكر بوده اند. مسلما چگونگی و عوامل جذب آنها در دو مقطع زماني كاملا متفاوت، با يك انگيزه و از يك جنس نبوده است.
با نگاهي به جو جامعه در سالهاي منتهي به سال 76 و فضاي فرهنگي و سياسي آن زمان مشاهده مي كنيم در آن مقطع جوانان و نوجوانان طبقات خاصی از جامعه دچار يك نوع احساس نارضایتی و محدوديت هاي خاص اجتماعي شده بودند كه بنا به دلايلي اين حس به جوانان طبقه متوسط در شهرهای بزرگ نیز سرایت کرده بود. عده اي از جوانان نيز پس از شروع تبليغات انتخابات، با انگيزه هاي آرمانگرايانه جذب كانديداي پيروز شدند كه نماد آن در شعار ‹‹ درود بر سه سيد فاطمي.....›› متجلي بود.
ليدرها و شخصیت های سیاسي پيروز كه از طرح شعار ‹‹ آزادي ›› اهداف سياسي خود را دنبال مي كردند، با مطرح کردن اين شعار در پوشش اهداف اجتماعي و فرهنگي، گروههایی از جوانان و نوجوانان را براي مدتي جذب برنامه هاي خود كردند و از اين گرايش جوانان به عنوان پشتوانه های اجتماعی برای اهداف سیاسی خود استفاده کردند.
از سویی نوع واكنش و برخورد اکثر اين جوانان نيز نشانگر آن بود كه علت اصلی علاقه مندي و جذب آنها بیشتر بر اساس جاذبه هاي ظاهری و غريزي اين شعارها بود و كمتر پیگیر جنبه هاي متعالی معنای آزادی و حتی سیاسی آن بودند.
گروه ديگر نيز آن دولت و اقدامات اشخاص و احزاب حامي اش را به دور از اهداف و آرمانهاي متصور خويش ديدند كه همين امر باعث نا اميدي و فاصله گرفتن آنها نيز از رويه دولت قبل گرديد.
اما فضاي جامعه در سالهاي منتهي به سال ۸۴ حاكي از آن بود كه جو غالب جامعه خواهان حفظ شعائر ديني و توجه به اصول و ارزشهاي فراموش شده انقلاب است كه از میان کاندیداهای پنج گانه فقط شعارهاي كانديداي پيروز در انتخابات سوم تير حول اين خواسته استوار بود.
در اين دوره شعار عدالت طلبي که یکی از اهداف عالیه انقلاب بود خواستگاه پيدا كرد و حاميان اصلي اين شعار نيز گروهی از جوانان بودند که تغییر و تفاوت های آشكار در تعلقات و گرايشات آنها با دوره قبل مشهود بود.
با توجه به جايگاه ديني و انساني اين شعار مي توان ادعا كرد بيشترين انگيزه و دليل جذب این جوانان به آقاي احمدي نژاد خواستگاه فطري و ديني پيام وی بود .
در دوره قبل حمایت جوانان ، با توجه به اهداف سیاسی تشکیلات پیروز ، توسط ایدئولوگ های حزبی هدایت و جهت دهی می شد که در موارد بسیاری مانند سوء استفاده از دانشجویان، باعث سرخوردگی شدید آنها شد ولی در دوره اخیر این قشر به صورت خود جوش و در یک ارتباط نانوشته و با تکیه بر اندوخته ها و اندیشه های مشترک، حمایت خود را تداوم بخشیده و در برابر هجمه های متوالی به اندیشه مقبول و پذیرفته شده خود، دفاع می کنند و حتی قدمهای اشتباه دولت را در این مسیر متذکر می شوند.
و شايد يكي از دلايل ماندگاري و تقویت اين پیام در جامعه و ادامه حمايت ها، عليرغم موانع و مشكلات، پایبندی رئیس جمهور به پیگیری این شعار بوده است. شعاری که ريشه در فطرت و اعتقادات حاميان جوان و نوجوان او دارد.
























